آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

467

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بارى كواذ نجات يافت و خود را بدربار خاقان هفتاليان رساند ، كه او را چون دوستى قديم پذيرفت و دخترى را ، كه از صبيه فيروز ساسانى داشت و خواهرزاده كواذ بود ، به عقد او درآورد « 1 » ، و لشكرى به او داد و پيمان گرفت ، كه اگر صاحب تاج و تخت

--> خود اين زن را زوجه كواذ ميداند و طريقه رهايى را بوسيله تبديل لباس چنين شرح داده است ، كه كواذ لباس زن خود را پوشيده ، از زندان بيرون ميرود . اما در روايتى كه طبرى و صاحب فارسنامه آورده‌اند ، آن زن خواهر كواذ معرفى شده است ، كه برادر را در فرشى پيچيده . از قلعه بيرون برده است ، ببهانه اينكه آن فرش هنگام حيض او نجس شده و محتاج تطهير است . ميتوان حدس زد ، كه در اصل داستان اين زن هم عيال و هم خواهر كواذ بوده است . دينورى و صاحب نهايه مانند پروكوپيوس اين دو روايت را هم با هم آميخته‌اند و به اين طرز كه پس از رهايى كواذ به دست آنزن ، دوست كواذ را داخل حكايت كرده‌اند . آگاثياس فقط گويد ، كه كواذ از زندان فرار كرد ولى مثل پروكوپيوس تصريح ندارد ، كه بوسيله زنى رهايى يافته است يا بطريق ديگر . از اينجا ميتوانيم استنباط بكنيم ، كه قصه حيله زن در سالنامه‌هاى ايرانى ، كه مورد استفاده آگاثياس بوده ، وجود نداشته است . ( 1 ) - استيليتس دروغى ؛ پروكوپيوس ؛ آگاثياس . اين داستانيست ، كه در كتبى كه مأخذشان خوذاى نامگ بوده ، مذكور است . آورده‌اند كه كواذ هنگام فرار ناشناخت بروستايى رسيد ، موقع جغرافيايى اين قريه در اسناد مذكور بطور مختلف ذكر شده است . در آنجا دخترى را بزنى گرفت و او را در همان قريه گذاشته راه خود را پيش گرفت . كواذ چون بايران بازگشت ، آن زن را ديد ، كه پسرى از او متولد شده بود و آن پسر خسرو انوشيروان است . چون كواذ آگاه گرديد ، كه زنش از يكى از خاندانهاى سلطنتى قديم است ، او را با طفلش نزد خود برد ، بعضى از مورخان عرب و ايرانى ، كه جزء سلسله دوم و چهارم مأخذهاى خوذاى نامگ ذكر كردم ، گريختن كواذ را بكشور هفتاليان ( يا تركان ) در زمان سلطنت ولاش ذكر كرده‌اند . چنان كه ديديم ، شباهت سلطنت ولاش و ژاماسپ ، موجب خبط و ابهام روايات پروكوپيوس نيز شده است و همين مشابهت نيز در روايات شرقى موجب شده است ، كه در اين مورد نيز حقيقت تاريخى را دگرگون -